راه هاى دستيابى به صبر و تقويت آن
الف ـ در مقابل مصائب
بـراى تـقـويـت نـيـروى اراده و بـراى كـنـتـرل و بـازداشـتـن نـفـس از جـزع و بـى تـابـى در مقابل مصيبت ها و حوادث ناگوار، توجه به نكات زير ضرورى است :
1 ـ بـايـد تـوجـه داشـت كـه خـداونـد داراى علم مطلق است و نسبت به بندگانش لطيف است و محبت شايانى دارد؛ لذا آنچه براى بنده اش پيش مى آورد، به خير و صلاح اوست .
2 ـ ايـجـاد گـرفـتـارى و (ابـتـلاء) براى مؤ من ، به اين علّت است كه خداوند او را دوست دارد. ابتلاء ممكن است براى تربيت و يا براى متنبه شدن و يا براى تخفيف عذاب اخروى مؤ من باشد. پس بايد بر بلا و مصيبت صبر نمود و شكر خدا را به جاى آورد.
امام صادق (ع )مى فرمايد:
(اَلْبَلاءُ زَيْنُ الْمُؤْمِنِ وَ كَرامَةٌ لِمَنْ عَقَلَ)273
بلا زينت مؤ من و كرامت خردمند است .
3 ـ شخص مبتلا به مصيبت ، بايد با توجه به اثرات تربيتى و تكاملى مصائب و بلاها،خود را قـانع كند كه در عوض اين سختى و ناراحتى ، گوهر ايمانش پرداخته مى شود و حقيقت انسانيتش شكوفا مى گردد و در پس هر سختى راحتى نهفته است .
خداوند مى فرمايد:
(اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً)274
همانا از پس دشوارى ، آسانى است .
4 ـ وقوع حوادث و اتفاقات ، با مشيت الهى است و معمولاً از قدرت انسان خارج است . اميرالمؤ منين (ع )به اشعث پسر قيس كه به مصيبت از دست دادن فرزندش گرفتار شده بود فرمود:
اى اشـعـث اگـر صـبـر كنى ، تقدير الهى بر تو جارى شود و تو اجر خواهى برد و اگر بى تـابـى كـنـى ، (باز هم ) تقدير الهى جارى خواهد شد؛ ولى تو (نزد خدا) گناهكار محسوب مى شوى .275
5 ـ يارى خواستن از خدا و طلب صبر و استقامت از درگاه او.
ب ـ براى انجام طاعات و ترك معاصى
راه عملى براى تقويت اين نوع صبر دوگونه است :
1 ـ تـضـعـيـف نـيروى محرك معصيت : براى كم كردن نيروى محرّك لازم است به نكات زير توجّه كرد:
الف ـ بـايـد بـا تـمـام عـوامـلى كـه بـاعث تحريك بر معصيت و كسالت در اطاعت مى شود، قطع رابـطـه كـرد؛ مـثـلاً اگـر بـه انـسـان مـقـامـى پـيـشـنـهـاد مـى شـود كـه احـتـمـال سـوء اسـتـفـاده از آن وجـود دارد، آن را نـپـذيرد276 يا اگر احساس كرد كه با حضور در مجلسى ، احتمال غيبت كردن يا نگاه به نامحرم وجود دارد، در آن مجلس شركت نكند.
ب ـ رفـع نـيـازهـاى مـادّى و مـعـنـوى از راه هـاى صـحـيـح و شـرعـى ؛ مثلاً بر كسى كه قادر به كنترل شهوت خود نيست و احتمال مى رود كه مرتكب حرام شود، لازم است ازدواج كند.
2 ـ تقويت نيروى مقاومت : براى تقويت نيروى مقاومت ، توجه به موارد زير ضرورى است :
الف ـ ذكر و ياد خدا كه نقش بسيار عظيم و گسترده اى در انجام واجبات و ترك معاصى دارد.
ب ـ روزه گرفتن و به ياد روز قيامت ، بازخواست و كيفر الهى بودن .
ج ـ انـديـشـيـدن بـه ايـن نـكـته كه زمان صبر و مقاومت كوتاه و زودگذر است و در عوض ، اجر و ثواب اخروى بزرگ و هميشگى دارد.
د ـ توجه داشتن به اين معنى كه لحظه اى سستى و هوسرانى ، عذاب طولانى و دردناك آخرت را در پى دارد.
ه ـ انديشيدن به ضررهاى بى صبرى كه يكى از آنها از دست دادن گوهر پاك انسانيت و كرامت و عزّت نفس است .
و ـ تـوسـعـه شـنـاخـت نـسـبـت بـه خـداونـد مـتـعـال و دلبـاخـتـگـى بـه او كـه بـزرگ تـريـن عامل صبر و مقاومت در برابر نافرمانى خداست .
فوايد و آثار
در ضـمـن بـحـث مـتـوجـه شـديـم كـه رسـيـدن بـه ايـمـان كـامل و درجات عالى انسانى ، جز در سايه صبر و پايدارى ميسر نمى شود و با صبر است كه مى توان در راه تكامل گام برداشت . برخى از فوايد و آثار اين صفت نيكو عبارتند از: امدادهاى غيبى ، پيروزى حتمى ـ دوستى خداوند سبحان ، صلوات ، رحمت و هدايت الهى ، خنثى شدن توطئه ها و پاداش بى حساب الهى .277
ياد خدا
(ذكر) به معناى (ياد كردن با قلب يا زبان ) است .278 اين واژه در فرهنگ اسلامى مفهوم خاصى دارد؛ در آيات قرانى و روايات اهل بيت (ع )گاهى به معناى (به يادِ خداى سبحان ، اسـمـاى الهـى و نعمت هاى خدا بودن ) به كار رفته است و گاهى نيز به معناى يادآورى ايّام اللّه و سرگذشت بندگان صالح ، اولياى خدا و پيامبران و مانند آن آمده است كه تمام ذكرها در فـرهـنـگ اسـلامـى مـقـدمه اى براى (ذِكْرُ اللّه ) است و توصيه شده كه انسان همواره و در تمام احوال به ياد خداى سبحان بوده او را حاضر و ناظر بر اعمالش بداند.
فضيلت ذكر
ذكـر خـداى مـتـعـال از بهترين و پاكيزه ترين اعمال است . ذكر، خوى نيكوكاران ، مايه شرافت ، رستگارى و... است و آيات قرآن و روايات اسلامى به آن توصيه كرده اند.
قرآن كريم مى فرمايد:
(يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّهَ ذِكْراً كَثيراً...)279
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا را بسيار ياد كنيد.
رسول خدا(ص )مى فرمايد:
(اِعـْلَمـُوا اَنَّ خـَيـْرَ اَعْمالِكُمْ عِنْدَ مَليكِكُمْ وَ اَزْكاها وَ اَرْفَعَها فى دَرَجاتِكُمْ وَ خَيْرَ ما طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمـْسُ، ذِكـْرُ اللّهِ سـُبـْحـانـَهُ وَ تـَعـالى فـَاِنَّهُ اَخـْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقالَ اَنَا جَليسُ مَنْ ذَكَرَنى )280
بـدانيد كه بهترين اعمالِ شما نزد خداوند و پاكيزه ترين و فزاينده ترين آنها در درجات شما و بـهـتـريـن چيزى كه آفتاب بر آن تابيده ، (ذكر خداى سبحان ) است ؛ زيرا خداى تعالى از خودش خبر داده و فرموده است : من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند.
امير مؤ منان (ع )مى فرمايد:
(ذِكْرُ اللّهِ سَجِيَّةُ كُلِّ مُحْسِنٍ وَ شيمَةُ كُلِّ مُؤْمِنٍ)281
ياد خدا خصلت هر نيكوكار و خوى هر مؤ منى است .
حقيقت ذكر
اوليـن مـرحـله ذكر، گفتن و تكرار (اللّه اكبر)، (سبحان اللّه )، (الحمد للّه ) و... با حالت توجّه است ، زيرا بيان همين كلمات ، دل را صفا مى دهد و موجب مى شود كه انسان از ياد و حضور خـدا غـافـل نـشـود. مـرحـله بالاتر و مهم تر ذكر، ياد خدا به هنگام روبه رو شدن با معاصى و گـنـاهـان اسـت . يـعنى ذكر بتواند انسان را از نافرمانى خدا حفظ كند، دست آدمى را بگيرد و از سقوط در پرتگاه هاى هولناكِ دروغ و معصيت و تهمت و فرار از جبهه و آزار مردم و... مانع شود. امـا ذكـر حـقـيـقـى ، جـمـع بـيـن ايـن دو اسـت ، يـعـنـى هـم در قـلب هـم بـر زبـان و هـم در عمل ، انسان به ياد او باشد.
از آيـــات قـــرآن و ســـخــنـان اولياى گرامى اسلام برمى آيد كه (ذكر) آن است كه انسان در هـمـهاحـوال و پـيـشـامـدهـا بـه يـاد خـدا بـوده خـود را در مـحـضـر خـدا بـبـيـنـد؛ او را نـاظـر بـــراعـمـال و رفتار خويش دانسته و متوجه باشد كه هيچ امرى بر او پوشيده نيست ( ذكر قـلبـى ). ازايـن رو، هـنـگـام رو بـه رو شـدن بـا اعـمـال واجب ، به ياد خدا بوده ، آنها را انجام دهد و هنگام رو بهرو شدن با كارهاى حرام ، از خدا غافل نباشد و از انجام آن پرهيز نمايد (= ذكر عملى ).
حضرت صادق (ع )مى فرمايد:
از مـهـم تـريـن چـيـزهـايـى كـه خـدا بـر بـنـدگـانـش لازم فـرمـوده (ذكـر در هـمـه حـال اسـت )؛ ولى مـنـظـور مـن (سـُبـْحـانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ) نيست ـ گرچه اينها هم ذكر است ـ بلكه مقصود به ياد داشتن خدا هنگام اطاعت و معصيت است .282
همچنين آن حضرت از رسول خدا(ص )نقل كرده كه فرمود:
هـر كـس كه اوامر خدا را اطاعت نمود و از گناهان پرهيز كرد، همانا او ذاكر خداست ،گرچه نماز و روزه (مـستحبى ) و قرائت قرآنِ او اندك باشد. و هر كس كه معصيت و نافرمانى خدا نمايد، خدا را فـرامـوش كـرده ، گـرچـه نـمـاز و روزه و تـلاوت قـرآن او بـيـش از حـدّ معمول بوده باشد.283
مراتب ذكر
ذكر داراى سه مرتبه است :
الف ـ ذكر قلبى
اصـل ذكـر همان توجّه قلبى و به ياد خدا بودن است : قلب انسانِ ذاكر، به ياد خدا زنده است ؛ از او نور مى گيرد، براى او مى تپد و توجهى به غير او ندارد.
در خانه دل ، ما را جز يار نمى گنجد
چون خلوت يار اين جاست اغيار نمى گنجد
در كار دو عالم ما چون دل به يكى داديم
جز دوست يكى ما را در كار نمى گنجد
ب ـ ذكر زبانى
ذكـر زبـانـى ، يـادآورى نـام هـا و صفات مقدس خداوند و يا نعمت هاى او و تسبيح و تمجيد او با زبـان اسـت ؛ البـتـه ذكـر زبـانى بدون توجه قلبى (هر چند كم ) منشاء اثر و مفيد واقع نمى شود،284 امّا به ايجاد ذكر قلبى كمك مى كند.
ج ـ ذكر عملى
ذكر عملى به اين معناست كه ذاكر در شؤ ون زندگى و تصميم گيرى هاى فردى واجتماعى به يـاد خـدا و درصـدد كـسـب رضـاى او بـاشـد. دسـتـورهـاى او را انـجـام دهـد و گـِرد اعـمـال نـاروا نـگـردد. در ايـن صـورت همه اعمال او با ياد خدا انجام مى پذيرد و در واقع او با عمل خود، ياد خدا را زنده كرده و زندگى اش نيز رنگ خدايى مى گيرد.
مـؤ مـنـان و پـيروان واقعى دين خدا به چنين مقامى نايل شده و با ياد خدا روح و جان خويش را مى آرايند گرچه نايل شدن به اين مرتبه از ذكر كارى بس دشوار است . امام باقر(ع )مى فرمايد:
يـكـى از سـخـت تـريـن كـارهـاى بـنـدگـان ، ذكـر خـدا در هـر حـال اسـت و آن چـنـيـن است كه هنگام عزم بر معصيت ، ياد خدا ميان او و آن گناه مانع مى شود و اين (تـفـسـيـر) كـلام خـداست كه مى فرمايد: (اِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا اِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَاِذا هُمْ مُبْصِرونَ)285
موانع ذكر
آيـات قرآنى و روايات اسلامى ، موانعى چند را كه انسان را از ياد خدا باز مى دارند برشمرده اند؛ شيطان ، دوستان گمراه و هوسرانى از مهم ترين اين موانع اند:
1 ـ شيطان
(اِسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَاَنْساهُمْ ذِكْرَ اللّهِ)286
شيطان بر آنان سلطه يافت و ياد خدا را از ايشان گرفت .
و نيز:
(اِنَّمـا يـُريـدُ الشَّيـْطـانُ اَنْ يـُوقـِعَ بـَيـْنـَكـُمُ الْعـَداوَةَ وَالْبـَغـْضـاءَ فـِى الْخـَمـْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْعَنْ ذِكْرِ اللّهِ...)287
خواسته شيطان اين است كه با شراب و قمار، ميان شما دشمنى و كينه افكند و شما رااز ياد خدا بازدارد.
2 ـ دوستان گمراه
قرآن كريم اعتراف ساكنان جهنّم را بازگو كرده كه مى گويند:
(يا وَيْلَتى لَمْ اَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاًَ لَقَدْ اَضَلَّنى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ اِذْ جائَنى ...)288
واى بر من ! كاش فلانى را دوست نمى گرفتم . او مرا از ذكر بازداشت پس از آنكه به سراغم آمده بود.
خداوند انسان را از همنشينى با كسانى كه جز دنيا مطلوبى ندارند، نهى كرده است :
(فَاَعْرِضْ عَمَّنْ تَوَلّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ اِلا الْحَيوةَ الدُّنْيا)289
از كسى كه از ياد ما روى گردانيده و جز زندگى دنيوى را نمى جويد، اعراض كن !
اسـلام تـوصـيـه كـرده كـه پـيـروانـش بـا هـر كـسـى پـيـونـد دوسـتـى بـرقـرار نـكـنـنـد. رسول خدا(ص )از حضرتِ عيسى (ع )نقل مى كند كه به حواريّون خود فرمود:
خـود را دوسـت خـدا كنيد و به او نزديك شويد. گفتند: يا روح الله ! به چه وسيله خود را دوست خـدا كـنـيـم و بـه او نـزديـك شـويـم ؟ فـرمود: به وسيله خشم به مردم گناهكار، خشنودى خدا را بـجوييد. گفتند: يا روح الله ! در اين صورت با چه كسى همنشينى كنيم ؟ فرمود: با كسى كه ديـدنـش شـما را به ياد خدا اندازد، گفتارش به علم و دانايى شما بيفزايد و عملش شما را به آخرت ، تشويق كند.290
3 ـ پيروى از هواى نفس
حضرت على (ع )فرمود:
(لَيـْسَ فـِى الْمـَعـاصـى اَشـَدُّ مـِنِ اتِّبـاعِ الشَّهـْوَةِ، فـَلا تـُطـيـعـُوهـا فـَيـَشـْغـَلَكـُمْ عـَنـِ اللّهِ)291
در مـيـان گناهان چيزى سخت تر از پيروى شهوت نيست . بنابراين ، از آن پيروى نكنيدكه شما را از [ياد] خدا بازمى دارد.
يـكـى از شـهـوات و خـواسـتـه هـاى نـفـس ، نـگـاه كـردن بـه نـامـحـرمـان اسـت . چـشـم چـرانـى دل را مى ميراند و از ذكر خدا مانع مى شود.
حضرت على (ع )فرمود:
(لَيـْسَ فـِى الْجـَوارِحِ اَقـَلُّ شـُكـْراً مـِنَ الْعـَيْنِ، فَلا تُعْطُوها سُؤْلَها فَتَشْغَلَكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللّه )292
در مـيـان انـدام (بـدن ، عضوى ) كم سپاس تر از چشم نيست . بنابراين ، خواسته هايش را به او عطا نكنيد كه شما را از ذكر خدا بازمى دارد!
نكوهش ترك ذكر خدا
هـمـه گـرفـتـارى هـاى انـسـان بـر اثـر نـفـس امـّاره و غـفـلت از يـاد خـداسـت كـه مـوجـب تيرگى دل شـده و شـيـطـان را بـر او مسلّط مى كند و در نتيجه انسان را به ورطه هلاكت مى اندازد. قرآن كريم رويگردانى از ياد خدا را سخت نكوهش كرده مى فرمايد:
(فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللّهِ)293
واى بر سخت دلانى كه ياد خدا در دل هاشان راه ندارد!
كـسـى كـه از يـاد خـدا روى بـرتـابد، باطنش كور گشته ، آيات و جلوه هاى الهى رانمى بيند؛ زنـدگـى او بـى فـروغ مـى گـردد و در بـن بـست هاى زندگى پناهگاهى نمى يابد. آن كورى بـاطـن و فـراموشى آيات و مظاهر جمال و جلال الهى در روز قيامت نيز تجسّم پيدا مى كند. قرآن كريم مى فرمايد:
(مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَاِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ اَعْمى )294
هر كس از ياد من روى بگرداند، زندگى اش تنگ شود و در روز قيامت نابينا محشورش سازيم .
آيـا وقـت آن نرسيده كه با شناختى كه علاوه بر فطرت خود آگاه ، از خداوند و از انگيزه خلقت حـاصـل نـمـوديـم ، در ايـن ايّام جوانى ، دل را به او داده و در برابرش فروتن باشيم ، به او پـناه بريم ، تا از دچار شدن به بن بست ها، گرفتارى ها، اضطراب ها، دلهره ها، بى هدفى ها، بى بند و بارى ها و افسارگسيختگى ها نجات يابيم ؟!
(اَلَمْ يَاءنِ لِلَّذينَ آمَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ)
آيا مومنان را وقت آن نرسيده كه دلهايشان در برابر ياد خدا نرم (و فروتن ) شود؟
منابع و مآخذ
قرآن كريم
نهج البلاغه (فيض الاسلام )
آداب الصلوة ، امام خمينى (ره )، مؤ سسه تنظيم و نشر آثار امام (ره )، 1370.
استفتاآت ، امام خمينى (ره )، انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم .
اصول كافى ، ثقة الاسلام كلينى ، دار صعب ، دارالتعارف للمطبوعات ، بيروت ، 1401 ق .
انسان در قرآن ، استاد شهيد مرتضى مطهرى ، صدرا.
بحارالانوار، محمدباقر مجلسى ، تهران .
بوى خوش آرزوها، محسن كهترى ، لشكر امام حسين (ع ).
تحريرالوسيله ، امام خمينى (ره )، انتشارات اسماعيليان .
تحف العقول ، حرّانى ، ترجمه ، جنّتى ، اميركبير، 1367.
تفسير اثنى عشرى ، حسين شاه عبدالعظيمى ، ميقات .
تفسير شيخ ابوالفتوح رازى ، ميرزا ابوالحسن شعرانى ، اسلاميه .
تفسير نورالثقلين ، حويزى ، اسماعيليان ، قم .
جامع السعادات ، مؤ سسه اعلمى ، بيروت .
چهل حديث ، امام خمينى (ره )، مركز نشر فرهنگى رجاء.
حلية المتقين ، علامه مجلسى ، اسلاميه .
ديوان حافظ، انتشارات سينا.
روزنامه جمهورى اسلامى ، .
روضة الواعظين ، فتّال نيشابورى ، منشورات راضى .
سراج الشيعه ، مامقانى ، اسلاميه .
سفينة البحار، شيخ عباس قمى ، كتابخانه سنائى .
سيره ابن هشام ، بيروت .
شرح غررالحكم ، آمدى ، دانشگاه تهران .
صحيح البخارى ، دار احياء التراث العربى ، بيروت .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ، جعفر مرتضى عاملى ، دفتر انتشارات اسلامى ، قم .
صحيفه نور، امام خمينى (ره )، وزارت ارشاد اسلامى .
عدّة الداعى ، احمد بن فهد حلى ، كتابخانه وجدانى ، قم .
فرهنگ عميد، حسن عميد، امير كبير.
قاموس قرآن ، على اكبر قرشى ، دارالكتب الاسلاميه .
كليات سعدى ، تصحيح محمدعلى فروغى ، انتشارات نگاه .
لغت نامه دهخدا، دانشگاه تهران .
مبداء و معاد، ملا صدرا، مكتبه مرتضوى ، قم .
مثنوى هفت اورنگ ، جامى ، تصحيح مدرّس گيلانى ، انتشارات سعدى .
مجموعه ورّام ، ابوالحسن ورّام ، دار صعب ، دارالتعاريف .
محجة البيضاء، ملاّ محسن فيض كاشانى ، دفتر انتشارات اسلامى ، قم .
مـسـتـدرك الوسـائل ، مـيـرزا حـسـيـن النـورى الطـبـرسـى ، آل البيت .
مصباح الشريعه ، ترجمه مصطفوى ، انجمن اسلامى فلسفه و حكمت .
مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمى ، جاويدان .
مفردات ، راغب اصفهانى ، مرتضوى .
مكارم الاخلاق ، طبرسى ، مؤ سسه اعلمى .
المنجد، لويس معلوف ، اسماعيليان .
الميزان ، علامه طباطبايى ، بيروت .
ميزان الحكمه ، محمدى رى شهرى ، دفتر تبليغات حوزه علميه قم .
وسائل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، اسلاميه ، تهران .
وجدان ، محمدتقى جعفرى ، انتشارات اسلامى ، تهران .

